riiiiiing my bell

زن عشق می کارد و کینه درو میکند دیه اش نصف دیه ی توست و مجازات زنایش با تو برابر. میتواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی برای ازدواجش در هر سنی اجازه ی ولی لازم است تو هر زمانی بخواهی به لطف قانون گذار میتوانی ازدواج کنی در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو..او کتک میخورد و تو محاکمه نمیشوی او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب میکنی ..او درد می کشد و تو نگرانی کودک دخنر نباشد..او بیخوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی میبینی..او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر؟؟

 

 

الفبای دوست داشتن را با تو آغاز نمودم

و الف را تجربه کردم

با تو بودم و از ب گذر کردم

پا به پای تو آمدم هرچند که بیراهه بود

 

تو!  توتمِ من "ت" را برای من به ثریا رساندی

تو با تمام توهای زندگی ام فرق داشتی

مستِ جامِ لب های تو شدم

چنان سرمست که حد زدی و ندانستم

خامِ بودنت شدم

در دامت افتادم

آه چه دامِ شیرینی بود

 

وجودم را نذرِ چشمانت کردم

نذرم قبول ،قربانی شدم

 

در راهِ تو ز همه روی برگرداندم

غرقِ ژرفِ وجودِ تو شدم

ساده و آرام با تو بودم

و به عشق رسیدم

تمام روزِ من شدی

تمامِ عرضِ صبح

تمامِ طولِ شب

در راه مانده ام ولی

در میانِ ظهر

عمیق آفتابِ نگاهت را

ناگهان غروب زمین می زند

"فقط بمان" های من و پرچانگیِ غرورِ  قشنگِ تو

 

آواره ی کوی تو

گم گشته تمامِ روز

لال می شوم یا لاله خدا می داند

تو مردِ من بودی , با تو از من گذشتم و به ما رسیدم و با ناز هردم یادِ تو کردم

و گمان بردم 32 حرف را تمام کردیم

اما دریغ از یک حرف

آغازِ حماقتِ من اینجا بود

مݧِ ساده تو را متفاوت دیدم

آری فرق داشتی

خنجرت کاری تر و تیز تر بود

 

 ما نوشت:

شعری مشترک از من و نیم من عزیز

این شعر سه ماه پیش نوشتیم و اینکه هیچ کدوم مخاطب خاص نداریم!

تشکر نوشت : ممنون نیما خان.

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٧ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط شهلا7 نظرات () |

سلام!

کوتاه نوشت:از زمان زودش که بگذریم چرا اخه سوختگی با کتری؟

این همه راه هست برای مردن..

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ توسط شهلا7 نظرات () |